علی اکبرعلی اکبر، تا این لحظه: 13 سال و 11 ماه و 25 روز سن داره

علی اکبر من آقابزرگ کوچک

روزی ما مسلمانها...

1393/8/19 15:18
نویسنده : مامان جونی
209 بازدید
اشتراک گذاری

... روزی ما مسلمان ها پول داشتیم ، زور داشتیم ، فرنگی ها از ما تقلید می کردند.
استادهای دانشگاه های اسپانیا ، ایتالیا ، فیلسوف ها و دانشمندهای اروپا ،
وقتی می خواستند درس بدند ، قبا لباده‌ی ملاهای ما را به تن می کردند ،
یعنی که ما هم بوعلی و رازی و غزالی ایم!
همون که باز ، استاد های دانشگاه های ما امروز ، تو جشن ها می پوشند ،
تا خود را به شکل استاد های دانشگاه های اسپانیا ، ایتالیا ، فرانسه و انگلیس بیارایند!
یعنی که ما هم شبیه کانت و دکارتیم!
ببین که لباده های خودمون رو باید از دست فرنگی ها تن کنیم!
صنعتگر های مسیحی در اروپا ، تقلب می کردند ،
مارک " الله " را روی جنس های خودشان می زدند ،
یعنی که این ساخت اروپا نیست ، کار بلخ و بخارا و طوس و ری و بغداد و شام و مصر و
اسطامبول و قرناطه و قرطبه و اندلس است. حتی روی صلیب مارک "الله " می زدند!!!
جنگهای صلیبی که شد اونها افتادند به جان ما ، ما افتادیم به جان هم ،
مسیحی ها و جهود ها یکی شدند ، مسلمانها صد تا شدند ،
سنی به جان شیعه ، شیعه به جان سنی ،
عجم به جان عرب ، عرب به جان بربر ، بربر به جان تاتار ،...
باز هم هر کدوم تو خودشون کشمکش ، دشمنی ، بد بینی ، جنگ و جدل.
حیدری ، نعمتی ، پایین سری ، بالا سری ، یکی شیخی ، یکی صوفی ، یکی امل ، یکی قرتی ...
نقشه‌ی جهان رو جلوی خودت بذار ، از خلیج فارس یه خط بکش تا اسپانیا ،
از اونجا یه خط برو تا چین ، این مثلث میهن اسلام بود ؛
یک ملت ، یک ایمان ، یک کتاب.

حالا ؟
مسلمان های یک مذهب ، یک زبان ، یک محل ، تو یه مسجد ، هفت تا "نماز جماعت " می خوانند!
توی برادران جنگ هفتاد و دو ملت برپا شد . هر ملتی اسلام را رها کرد ،
رفت به سراغ قصه های مرده ، خرابه های کهنه ، استخوان های پوسیده ..."خدا " را از یاد بردند.
توحید توی کتابها مرد ، به شکل کلمات ؛ و شرک توی جامعه جان گرفت ، به شکل طبقات ؛
دین فرقه فرقه شد و امت قوم قوم و ما قطعه قطعه ، هر قطعه ...و لقمه ای چرب و نرم و راحت الحلقوم.
سر ما به خاک بازی ، به خون بازی ، فرقه سازی ، دسته بندی ، بخ جنگهای زرگری ،
به بحث های بیخودی ، به حرف های چرت و پرت ، به فکر ها و علم های پوک و پوچ ،
به عشق ها و کینه های بی ثمر ، به گریه ها و ندبه های بی اثر ، به دشمن های عوضی ،
به خنده های الکی ، بند کردند. چشم ما را به لالایی خواب کردند.
فرنگی ها هم مثل مغول ها : " آمدند و سوختند و کشتند و بردند و ..."
اما نرفتند ......................

دکتر علی شریعتی

پسندها (2)

نظرات (0)